بعد از یک مدت نسبتا طولانی دوباره فرصتی شد تا طبق معمول هر ساله به دریاچه ولشت برویم .من هم از این فرصت استفاده کرده و لوازم ماهیگیری ام را به همراه خود بردم هر چند امید چندانی به این برنامه نداشتم آن هم به چند دلیل:

1)     1) ازدحام بیش از حد جمعیت در این موقع از سال

2)     2) وضعیت نابسامان اردک ماهی و کاهش جمعیت اردک ماهی ها

3)     3) نبودن فصل صید اردک ماهی

          

همیشه در این موقع از سال برای تفریح و برنامه دیگری در اوایل پاییز داشتم مختص به ماهیگیری ولی امسال به دلیل حجم درس ها و کنکور برنامه ی پاییزه را با اولین برنامه ام هماهنگ کرده و با یک تیر دو نشان زدم

به شخصه در دهه ی اخیر شاهد کاهش شدید جمعیت اردک ماهیان بوده ام و از این موضوع بسیار ناراحتم که واقعا ما لیاقت این همه موهبت را نداریم به این مورد هم در پستی جداگانه می پردازم.

برنامه ی ما از عصر روز چهارشنبه دهم خرداد ماه هزار و سیصد و نود و یک آغاز شد.خوشبختانه امسال با ریزش کوه در جاده ی دیزین و مسدود بودن این جاده با دو ساعت و نیم ترافیک در اتوبان همت به ابتدای جاده ی کرج چالوس رسیدیم تا فرصتی شود بعد از چند سال دو مرتبه رودخانه کرج را ببینم و داغ دلم تازه شود.

رودخانه همان رودخانه بود باغ ها و رستوران ها هم همان ها بودند راستی هر کدامشان هم توری داشتند ولی مهم ترین چیز که خال قرمز ها بودند گمان نمی کنم دیگر باشند.

دیگر بگذریم ساعت حدود یک بامداد بود که چادر را علم کرده وبا دوستان قدیمی سلام و احوال پرسی کردیم جمعیت بسیار زیادی در آنجا حضور داشتند(تازه اولین روز تعطیلات بود و خلوت بود) پس از صرف شام از فرط خستگی به خوابی عمیق فرو رفتیم تا ساعت 11 با صدای جمعیت بیدار شدم .

چشممان به جمال دریاچه منور گشت و پس از یک سال دوباره دریاچه رو میدیدم غم درونش را احساس می کردم که ای وای از این مردم

از آنجا که این جمعیت زیاد را پیش بینی کرده بودم و همچنین به دلیل نداشتن قایق از کار با سیستم فلای فیشینگ صرف نظر کرده و به سیستم اسپینینگ روی آوردم.

در این مدت تنها یک نفر را دیدم که به صورت ورزشی ماهیگیری کند آن هم با کاشتن بیش از 5 چوب برای رفع بی کاری اقدام به کشیدن قاشقک می کرد.

عصر روز اول ماهیگیریم موفق به صید دو قطعه اردک ماهی با لوری شدم که تا اونجایی که من میدونم کسی در این مدت موفق به صید اردک ماهی با هر روشی نشده بود.

طبق معمول و برحسب وظیفه ی هر ماهیگیر ورزشی ماهی ها پس از صید و عکس انداختن با کمترین آسیب و کوتاه ترین زمان ممکن رها سازی شدند.

نگفته نماند با این اقدام (رها سازی) از جانب من دو اتفاق پیش آمد.

عده ای از محلیان ماهیگیر که درمحل حضور داشتند بنده را ابله و نادان خطاب کردند و نمی دانند که جاهلیت در خودشان به وفور موج می زند.

عده ای هم تعجب کرده و دلیل این عمل را از بنده جویا شدند که در این خصوص به صورت مفصل در پستی جداگانه می پردازم .

به هر حال رها سازی ماهی ها در دریاچه را به ماهتابه ترجیح دادم و از این عمل بسیار خشنود شدم و هستم.

روز دوم و آخرین روز ماهیگیری من بود ترجیح دادم به جای اینکه دوباره به مکان روز قبل بروم به انتهای دریاچه که جایی زیباتر و خلوت تر بود بروم به همین خاطر راه افتادم و با یافتن مکان های مناسب لوری زرد رنگ زیبایم را به رقصیدن در آب مجبور می کردم .

حاصل برنامه ی روز دوم که 6 ساعت طول کشید صید 7 اردک ماهی بود که با استفاده از پشه ی طراحی شده ی خودمم هم موفق به صید شدم که اون رو هم در پستی دیگر قرار می دهم.

تمامی ماهی ها به روش ورزشی با طعمه مصنوعی صید شده و پس از عکس انداختن رها سازی شدند

      

انقدر به من خوش گذشته بود که زمان را فراموش کرده بودم ودر غروب آفتاب به خود آمده و دیدم 45 دقیقه راه تا مکان کمپینگ دارم پس به زودی راه افتادم واز آنچه می ترسیدم سرم آمد و در نیمه های راه هوا کاملا تاریک شده بود و امکان حرکت تقریبا غیر ممکن شده بود با روشن کردن فلش موبایلم به مسیر ادامه دادم که ناگهان با یک قدم اشتباه به درون دریاچه سر خوردم پس از خارج شدن از آب متوجه شدم موبایلم نیست .

با گشتن، موبایلم را درکنار خز ها یافتم که خیس شده بود به سرعت باتری رو در اوردم و به مسیر ادامه دادم حاصل این حادثه سوختن رم گوشیم و در نتیجه از بین رفتن تصاویر و سوختن ال سی دی موبایلم شد.

تا جایی که ممکن است در این جور مسافرت ها جانب احتیاط رو رعایت کنید و تنهایی نروید و همیشه محتاطانه به مسیر ادامه دهید خدا رو شکر در این حادثه اتفاق خاصی نیفتاد

مسافرت چند روزه ی ما با شلوغ شدن بیش از حد دریاچه در غروب روز سیزدهم به اتمام رسید و ...

حرف ها زیاد است ولی کو گوش شنوا

امیدوارم که خوب نوشته باشم و لذت برده باشید.